رباعی شمارهٔ 1725
Toggle stanza 1ای در دل هر کسی ز مهرت تابی
ای در دل هر کسی ز مهرت تابی
وی از تو تضرعی بهر محرابی
جاوید شبی باید و خوش مهتابی
تا با تو غمی بگویم از هر بابی
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
در پیش خودم همی کنی آنجابی
پس در عقبم همی زنی پرتابی
سناییدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 382
از عشق تو در جگر ندارم آبی
چون بنشانم ز آتش دل تابی
عطارمختارنامهباب بیست و هشتم: در امیدواری نمودنشمارهٔ 14
بر هر وجهی که بستهٔ اسبابی
مرگت کند آگه که کنون در خوابی
عطارمختارنامهباب بیست و دوم: در روی به آخرت آوردن و ترك دنیا كردنشمارهٔ 21
هر کس که ز زلف تو ندارد تابی
از چشمهٔ خضر تو نیابد آبی
عطارمختارنامهباب سیزدهم: در ذمِّ مردمِ بیحوصله و معانی كه تعلّق بهشمارهٔ 30
دوشش دیدم چو زلف خود در تابی
میشد چو مرا بدید در غرقابی
عطارمختارنامهباب سی و چهارم: در صفتِ آمدن معشوقشمارهٔ 31
بیآتش عشق تو نخوردم آبی
بینقش خیال تو ندیدم آبی
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1804
یک شفتالو از آن لبِ عَنّابی
پُر کرد جهان ز بویِ سیب و آبی
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1994
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

