غزل شمارهٔ 1100

شاعر: رومی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

قافیہ: ر

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 9

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
بس که می‌انگیخت آن مه شور و شر
1
بس که می‌انگیخت آن مه شور و شر
بس که می‌کرد او جهان زیر و زبر
2
مر زبان را طاقت شرحش نماند
خیره گشته همچنین می‌کرد سر
3
ای بسا سر همچنین جنبان شده
با دهان خشک و با چشمان تر
4
در دو چشمش بین خیال یار ما
رقص رقصان در سواد آن بصر
5
من به سر گویم حدیثش بعد از این
من زبان بستم ز گفتن ای پسر
6
پیش او رو ای نسیم نرم رو
پیش او بنشین به رویش درنگر
7
تیز تیزش بنگر ای باد صبا
چشم و دل را پر کن از خوبی و فر
8
ور ببینی یار ما را روترش
پرده‌ای باشد ز غیرت در نظر
9
مو نباشد عکس مو باشد در آب
صورتی باشد ترش اندر شکر
10
توبه کردم از سخن این باز چیست
توبه نبود عاشقانش را مگر
11
توبه شیشه عشق او چون گازرست
پیش گازر چیست کار شیشه گر
12
بشکنم شیشه بریزم زیر پای
تا خلد در پای مرد بی‌خبر
13
شحنه یار ماست هر کو خسته شد
گو مرا بسته به پیش شحنه بر
14
شحنه را چاه زنخ زندان ماست
تا نهم زنجیر زلفش پای بر
15
بند و زندان خوش ای زنده دلان
خوش مرا عیشیست آن جا معتبر
16
گرچه می‌کاهم چو ماه از عشق او
گرچه می‌گردم چه گردون بر قمر
17
بعد من صد سال دیگر این غزل
چون جمال یوسفی باشد سمر
18
زانک دل هرگز نپوسد زیر خاک
این ز دل گفتم نگفتم از جگر
19
من چو داوودم شما مرغان پاک
وین غزل‌ها چون زبور مستطر
20
ای خدایا پر این مرغان مریز
چون به داوودند از جان یارگر
21
ای خدایا دست بر لب می‌نهم
تا نگویم زان چه گشتم مستتر

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

روزه چون می داری ای شیرین پسر

کز دو لب بینم دهانت پرشکر

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 435

هیچ شادی نیست اندر این جهان

برتر از دیدار روی دوستان

رودکیمثنوی‌هاابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامهبخش 12

سر فرو بردم میان آبخور

از فرنج منش خشم آمد مگر

رودکیمثنوی‌هاابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامهبخش 48

پیر ما می‌رفت هنگام سحر

اوفتادش بر خراباتی گذر

عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 396

گر ز سر عشق او داری خبر

جان بده در عشق و در جانان نگر

عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 400

هی که را رنگی بود بی کر و فر

بیشکی هر کس برو دارد نظر

عطارنزهت الاحباببخش 19 - غزل

گر ز سر عشق او داری خبر

جان بده در عشق و در جانان نگر

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1096

ای نهاده بر سر زانو تو سر

وز درون جان جمله باخبر

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1099

در چمن آیید و بربندید دید

تا نیفتد بر جماعت هر نظر

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1107

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور