غزل شمارهٔ 1735

شاعر: رومی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ام

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 16

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
به گوش من برسانید هجر تلخ پیام
1
به گوش من برسانید هجر تلخ پیام
که خواب شیرین بر عاشقان شده‌ست حرام
2
بکرد بر خور و بر خواب چارتکبیری
هر آن کسی که بر او کرد عشق نیم سلام
3
به من نگر که بدیدم هزار آزادی
چو عشق را دل و جانم کنیزک است و غلام
4
عظیم نور قدیم است عشق پیش خواص
اگر چه صورت و شهوت بود به پیش عوام
5
دلم چو زخم نیابد رود که توبه کند
مخند بر من و بر خود کدام توبه کدام
6
زهی گناه که کفر است توبه کردن از او
نه پس طریق گریز و نه پیش جای مقام
7
به چار مذهب خونش حلال و ریختنی
از آنک عشق نریزد به غیر خون کرام
8
بکش مرا که چو کشتی به عشق زنده شدم
خموش کردم و مردم تمام گشت کلام

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

چو راند از در خود قهر حق لئیمی را

به میل نیل امانی و حرص جمع حطام

جامیدیوان اشعارقطعاتشمارهٔ 5

من آن نیم که پی حفظ اعتقاد عوام

کشم عنان ارادت ز نقل باده و جام

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 310

زهی رسیده تو را هر دم از خدای پیام

علیک الف صلوة و الف الف سلام

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 584

دریغم آید خواندن گزاف وار دو نام

بزرگوار دو نام از گزاف خواندن عام

رودکیقصاید و قطعاتشمارهٔ 81

اگر امیر جهاندار داد من ندهد

چهار ساله نوید مرا که هست خرام

رودکیقصاید و قطعاتشمارهٔ 83

چو بلبل سحری برگرفت نوبت بام

ز توبه خانه تنهایی آمدم بر بام

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 356

حکایت از لبِ شیرین‌دهانِ سیم‌اندام

تفاوتی نکند گر دعا‌ست یا دشنام

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 357

زهی سعادت من که‌م تو آمدی به سلام

خوش آمدی و علیک السلام و الاکرام

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 358

مرا دو دیده به راه و دو گوش بر پیغام

تو مُستریح و به افسوس می‌رود ایام

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 362

خطاب حاکم عادل مثال بارانست

چه در حدیقهٔ سلطان چه بر کنیسهٔ عام

سعدیمواعظقطعاتشمارهٔ 163

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور