شمارهٔ 81

Toggle stanza 1
دریغم آید خواندن گزاف وار دو نام
1

دریغم آید خواندن گزاف وار دو نام

بزرگوار دو نام از گزاف خواندن عام

2

یکی که خوبان را یکسره نکو خوانند

دگر که: عاشق گویند عاشقان را نام

3

دریغم آید چون مر تو را نکو خوانند

دریغم آید چون بر رهیت عاشق نام

4

مرا دلیست که از غمگنی چو دور شود

به غمگنان شود و غم فراز گیرد وام

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

چو راند از در خود قهر حق لئیمی را

به میل نیل امانی و حرص جمع حطام

جامیدیوان اشعارقطعاتشمارهٔ 5

من آن نیم که پی حفظ اعتقاد عوام

کشم عنان ارادت ز نقل باده و جام

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 310

زهی رسیده تو را هر دم از خدای پیام

علیک الف صلوة و الف الف سلام

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 584

به حق آنک بخواندی مرا ز گوشه بام

اشارتی که بکردی به سر به جای سلام

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1732

به جان عشق که از بهر عشق دانه و دام

که عزم صد سفرستم ز روم تا سوی شام

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1733

سماع چیست ز پنهانیان دل پیغام

دل غریب بیابد ز نامه شان آرام

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1734

به گوش من برسانید هجر تلخ پیام

که خواب شیرین بر عاشقان شده‌ست حرام

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1735

چو بلبل سحری برگرفت نوبت بام

ز توبه خانه تنهایی آمدم بر بام

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 356

حکایت از لبِ شیرین‌دهانِ سیم‌اندام

تفاوتی نکند گر دعا‌ست یا دشنام

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 357

زهی سعادت من که‌م تو آمدی به سلام

خوش آمدی و علیک السلام و الاکرام

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 358

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور