رباعی شمارهٔ 4
شاعر: رومی
Toggle stanza 1آن لعل سخن که جان دهد مرجان را
11
آن لعل سخن که جان دهد مرجان را
بیرنگ چه رنگ بخشد او مر جان را
22
مایه بخشد مشعلهٔ ایمان را
بسیار بگفتیم و نگفتیم آن را
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
چون نیست سری این غم بیپایان را
وقت است که فرش درنوردم جان را
عطارمختارنامهباب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمرشمارهٔ 25
چون دردِ تو چاره ساز آمد جان را
دردِ تو بس است این دلِ بیدرمان را
عطارمختارنامهباب اول: در توحیدِ باری عزّ شأنهشمارهٔ 78
این روزه چو غربا ل ببیزد جان را
پیدا آرد قراضهٔ پنهان را
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 28
در جای تو جا نیست به جز آن جان را
در کوه تو کانیست بجو آن کان را
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 44

