شمارهٔ 25
Toggle stanza 1چون نیست سری این غم بیپایان را
11
چون نیست سری این غم بیپایان را
وقت است که فرش درنوردم جان را
22
ای جانِ به لب آمده ازتن بگسل
انگار ندیدی منِ سرگردان را
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
این روزه چو غربا ل ببیزد جان را
پیدا آرد قراضهٔ پنهان را
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 28
آن لعل سخن که جان دهد مرجان را
بیرنگ چه رنگ بخشد او مر جان را
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 4
در جای تو جا نیست به جز آن جان را
در کوه تو کانیست بجو آن کان را
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 44
چون دردِ تو چاره ساز آمد جان را
دردِ تو بس است این دلِ بیدرمان را
عطارمختارنامهباب اول: در توحیدِ باری عزّ شأنهشمارهٔ 78
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

