رباعی شمارهٔ 1827
Toggle stanza 1جان روز چو مار است به شب چون ماهی
جان روز چو مار است به شب چون ماهی
بنگر که تو با کدام جان همراهی
گه با هاروت ساحر اندر چاهی
گه در دل زهره پاسبان ماهی
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
چندان که تو اسرار حقیقت خواهی
ز آنجا سخنی نیست به از کوتاهی
عطارمختارنامهباب دوازدهم: در شكایت از نفس خودشمارهٔ 1
تا هست ز انگشت تو مه را راهی
میبشکافد ماه فلک، هر ماهی
عطارمختارنامهباب دوم: در نعت سیدالمرسلین صلّی اللّه علیه و سلّمشمارهٔ 12
گر برکشم از سینهٔ پرخون آهی
آتش گیرد جملهٔ عالم ماهی
عطارمختارنامهباب نهم: در مقام حیرت و سرگشتگیشمارهٔ 36
ای گشته دلم بی تو چو آتشگاهی
وز هر رگ جان به آتش تو راهی
عطارمختارنامهباب سی و دوم: در شكایت كردن از معشوقشمارهٔ 4
ای شمع! تُرا نیست ز سوز آگاهی
زیرا که ز سوختن بسی میکاهی
عطارمختارنامهباب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع داردشمارهٔ 80
مائیم و هوای روی شاهنشاهی
در آب حیات عشق او چون ماهی
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1952
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

