شمارهٔ 4
Toggle stanza 1ای گشته دلم بی تو چو آتشگاهی
ای گشته دلم بی تو چو آتشگاهی
وز هر رگ جان به آتش تو راهی
چون میدانی که دل پر آتش دارم
ناآمده بگذری چو آتش خواهی
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
جان روز چو مار است به شب چون ماهی
بنگر که تو با کدام جان همراهی
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1827
مائیم و هوای روی شاهنشاهی
در آب حیات عشق او چون ماهی
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1952
چندان که تو اسرار حقیقت خواهی
ز آنجا سخنی نیست به از کوتاهی
عطارمختارنامهباب دوازدهم: در شكایت از نفس خودشمارهٔ 1
تا هست ز انگشت تو مه را راهی
میبشکافد ماه فلک، هر ماهی
عطارمختارنامهباب دوم: در نعت سیدالمرسلین صلّی اللّه علیه و سلّمشمارهٔ 12
گر برکشم از سینهٔ پرخون آهی
آتش گیرد جملهٔ عالم ماهی
عطارمختارنامهباب نهم: در مقام حیرت و سرگشتگیشمارهٔ 36
ای شمع! تُرا نیست ز سوز آگاهی
زیرا که ز سوختن بسی میکاهی
عطارمختارنامهباب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع داردشمارهٔ 80
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

