رباعی شمارهٔ 452
Toggle stanza 1یاری که به حسن از صفت افزونست
11
یاری که به حسن از صفت افزونست
در خانه درآمد که دل تو چونست
22
او دامن خود کشان و دل میگفتش
دامن برکش که خانهٔ پرخونست
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
جایی که گذرگاه دل محزونست
آن جا دو هزار نیزه بالا خون ست
رودکیرباعیاترباعی شمارهٔ 3
شبها ز فراق تو دلم پر خونست
وز بیخوابی دو دیده بر گردونست
سناییدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 71
گرچه غمم از گریستن بیرونست
هر روز مرا گریستن افزونست
عطارمختارنامهباب بیست و ششم: در صفت گریستنشمارهٔ 46
این شیوه مصیبت که مرا اکنون است
چون شرح توان داد که حالم چونست
عطارمختارنامهباب بیست و ششم: در صفت گریستنشمارهٔ 6
دارم چشمی که قلزم وارونست
خون گشته دلی که منبع جیحونست
نظیری نیشابوریدیوان اشعاررباعیاتشمارهٔ 31
با دل گفتم که دل از او جیحونست
دلبر ترش است و با تو دیگر گونست
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 225

