شمارهٔ 31
شاعر: نظیری نیشابوری
Toggle stanza 1دارم چشمی که قلزم وارونست
11
دارم چشمی که قلزم وارونست
خون گشته دلی که منبع جیحونست
22
این مردمک چشم جهان بین که مراست
تمثال سویدای دل پرخونست
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
جایی که گذرگاه دل محزونست
آن جا دو هزار نیزه بالا خون ست
رودکیرباعیاترباعی شمارهٔ 3
با دل گفتم که دل از او جیحونست
دلبر ترش است و با تو دیگر گونست
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 225
یاری که به حسن از صفت افزونست
در خانه درآمد که دل تو چونست
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 452
شبها ز فراق تو دلم پر خونست
وز بیخوابی دو دیده بر گردونست
سناییدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 71
گرچه غمم از گریستن بیرونست
هر روز مرا گریستن افزونست
عطارمختارنامهباب بیست و ششم: در صفت گریستنشمارهٔ 46
این شیوه مصیبت که مرا اکنون است
چون شرح توان داد که حالم چونست
عطارمختارنامهباب بیست و ششم: در صفت گریستنشمارهٔ 6
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

