شمارهٔ 46
Toggle stanza 1گرچه غمم از گریستن بیرونست
11
گرچه غمم از گریستن بیرونست
هر روز مرا گریستن افزونست
22
ای ساقی جان فروز! در ده جامی
تا سیر بگریم که دلم پرخونست
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
جایی که گذرگاه دل محزونست
آن جا دو هزار نیزه بالا خون ست
رودکیرباعیاترباعی شمارهٔ 3
با دل گفتم که دل از او جیحونست
دلبر ترش است و با تو دیگر گونست
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 225
یاری که به حسن از صفت افزونست
در خانه درآمد که دل تو چونست
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 452
شبها ز فراق تو دلم پر خونست
وز بیخوابی دو دیده بر گردونست
سناییدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 71
دارم چشمی که قلزم وارونست
خون گشته دلی که منبع جیحونست
نظیری نیشابوریدیوان اشعاررباعیاتشمارهٔ 31
این شیوه مصیبت که مرا اکنون است
چون شرح توان داد که حالم چونست
عطارمختارنامهباب بیست و ششم: در صفت گریستنشمارهٔ 6
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

