غزل شمارهٔ 233

Toggle stanza 1
کجاست ساقی جان تا به هم زند ما را
1
کجاست ساقی جان تا به هم زند ما را
بروبد از دل ما فکر دی و فردا را
2
چنو درخت کم افتد پناه مرغان را
چنو امیر بباید سپاه سودا را
3
روان شود ز ره سینه صد هزار پری
چو بر قنینه بخواند فسون احیا را
4
کجاست شیر شکاری و حمله‌های خوشش
که پر کنند ز آهوی مشک صحرا را
5
ز مشرقست و ز خورشید نور عالم را
ز آدمست در و نسل و بچه حوا را
6
کجاست بحر حقایق کجاست ابر کرم
که چشم‌های روان داده است خارا را
7
کجاست کان شه ما نیست لیک آن باشد
که چشم بند کند سحرهاش بینا را
8
چنان ببندد چشمت که ذره را بینی
میان روز و نبینی تو شمس کبری را
9
ز چشم بند ویست آنک زورقی بینی
میان بحر و نبینی تو موج دریا را
10
تو را طپیدن زورق ز بحر غمز کند
چنانک جنبش مردم به روز اعمی را
11
نخوانده‌ای ختم الله خدای مهر نهد
همو گشاید مهر و برد غطاها را
12
دو چشم بسته تو در خواب نقش‌ها بینی
دو چشم باز شود پرده آن تماشا را
13
عجب مدار اگر جان حجاب جانانست
ریاضتی کن و بگذار نفس غوغا را
14
عجبتر اینک خلایق مثال پروانه
همی‌پرند و نبینی تو شمع دل‌ها را
15
چه جرم کردی ای چشم ما که بندت کرد
بزار و توبه کن و ترک کن خطاها را
16
سزاست جسم بفرسودن این چنین جان را
سزاست مشی علی الراس آن تقاضا را
17
خموش باش که تا وحی‌های حق شنوی
که صد هزار حیاتست وحی گویا را

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

زمانه حله نو بست روی صحرا را

کشید دل به چمن لعبتان رعنا را

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 46

زهی بریخته بر لاله مشک سارا را

شکسته رونق خورشید گوهر آرا را

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 47

بر آن سرم که ز دامن برون کشم پا را

به جیب آبله ریزم غبار صحرا را

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 31

کسی چه شکر کند دولت تمنا را

به عالمی‌ که تویی ناله می‌کُشد ما را

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 37

نسیم شانه کند زلفِ موجِ دریا را

غبار سرمه دهد چشمِ کوه و صحرا را

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 40

فی توحید الباری عز اسمه

درین صحیفه چو آغاز کردم املا را

جامیدیوان اشعارقصایدشمارهٔ 1

دلا چو روی در ارباب معنی آوردی

مبر به کار قوانین شعر و انشا را

جامیدیوان اشعارقطعاتشمارهٔ 30

بساط سبزه فکندند کوه و صحرا را

ز لاله آرزوی جام تازه شد ما را

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 16

به کعبه گر ننمایی جمال خود ما را

ز خون دیده کنم لعل ریگ بطحا را

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 23

خدای خیر دهاد آن جوان رعنا را

که وارهانید به پیرانه سر ز ما ما را

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 26

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور