غزل شمارهٔ 23

شاعر: جامی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ارا

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 22

صنف: غزل

Toggle stanza 1
به کعبه گر ننمایی جمال خود ما را
1

به کعبه گر ننمایی جمال خود ما را

ز خون دیده کنم لعل ریگ بطحا را

2

به دور حسن تو از مهره وفا پرداخت

مشعبد قدر این حقه های مینا را

3

ز شوق طوق سگان در تو گردانند

مسبحان فلک سبحه ثریا را

4

به ترک عشرت امروز چون کنم که کسی

ضمان نمی شود از من حیات فردا را

5

مریض آن لبم ای ناله چون رسی به فلک

بپرس شرح مداوای من مسیحا را

6

کناره کن ز جهان تا رسی به مامن عشق

به کوه قاف طلب آشیان عنقا را

7

حریم میکده جامی مقام پاکان است

داغ زرق بشو خرقه مصلا را

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

زمانه حله نو بست روی صحرا را

کشید دل به چمن لعبتان رعنا را

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 46

زهی بریخته بر لاله مشک سارا را

شکسته رونق خورشید گوهر آرا را

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 47

بر آن سرم که ز دامن برون کشم پا را

به جیب آبله ریزم غبار صحرا را

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 31

کسی چه شکر کند دولت تمنا را

به عالمی‌ که تویی ناله می‌کُشد ما را

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 37

نسیم شانه کند زلفِ موجِ دریا را

غبار سرمه دهد چشمِ کوه و صحرا را

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 40

صبا به لُطف بگو آن غزالِ رَعنا را

که سَر به کوه و بیابان تو داده‌ای ما را

حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 4

اسیر شیشه کن آن جنیان دانا را

بریز خون دل آن خونیان صهبا را

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 212

ز بهر غیرت آموخت آدم اسما را

ببافت جامع کل پرده‌های اجزا را

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 218

کجاست ساقی جان تا به هم زند ما را

بروبد از دل ما فکر دی و فردا را

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 233

اگر تو فارغی از حال دوستان یارا

فراغت از تو میسّر نمی‌شود ما را

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 4

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور