غزل شمارهٔ 26
شاعر: جامی
Toggle stanza 1خدای خیر دهاد آن جوان رعنا را
خدای خیر دهاد آن جوان رعنا را
که وارهانید به پیرانه سر ز ما ما را
کرشمه های غزالان مست می بخشد
فراغت از دو جهان عاشقان شیدا را
چه سود پند کسان چون نمی برد ز دلم
هوای قد دلارای و روی زیبا را
شرار سینه مجنون ز آتش لیلی
کباب ساخته همه آهوان صحرا را
سجود خاک درت بردنم تمنا بود
به خاک می برم امروز این تمنا را
به دیده سوی تو آیم که از سر پاکان
به رهگذار تو جا نیست بر زمین پا را
هلاک جامی دلخسته خواست آن کآراست
به شکل و شیوه سواران سرو بالا را
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
زمانه حله نو بست روی صحرا را
کشید دل به چمن لعبتان رعنا را
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 46
زهی بریخته بر لاله مشک سارا را
شکسته رونق خورشید گوهر آرا را
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 47
بر آن سرم که ز دامن برون کشم پا را
به جیب آبله ریزم غبار صحرا را
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 31
کسی چه شکر کند دولت تمنا را
به عالمی که تویی ناله میکُشد ما را
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 37
نسیم شانه کند زلفِ موجِ دریا را
غبار سرمه دهد چشمِ کوه و صحرا را
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 40
صبا به لُطف بگو آن غزالِ رَعنا را
که سَر به کوه و بیابان تو دادهای ما را
حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 4
اسیر شیشه کن آن جنیان دانا را
بریز خون دل آن خونیان صهبا را
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 212
ز بهر غیرت آموخت آدم اسما را
ببافت جامع کل پردههای اجزا را
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 218
کجاست ساقی جان تا به هم زند ما را
بروبد از دل ما فکر دی و فردا را
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 233
اگر تو فارغی از حال دوستان یارا
فراغت از تو میسّر نمیشود ما را
سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 4
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

