Toggle stanza 1
دلا چو روی در ارباب معنی آوردی
1

دلا چو روی در ارباب معنی آوردی

مبر به کار قوانین شعر و انشا را

2

که سجع و قافیه گرچه لطیف و موزونند

دو پرده اند جمال عروس معنا را

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

زمانه حله نو بست روی صحرا را

کشید دل به چمن لعبتان رعنا را

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 46

زهی بریخته بر لاله مشک سارا را

شکسته رونق خورشید گوهر آرا را

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 47

بر آن سرم که ز دامن برون کشم پا را

به جیب آبله ریزم غبار صحرا را

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 31

کسی چه شکر کند دولت تمنا را

به عالمی‌ که تویی ناله می‌کُشد ما را

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 37

نسیم شانه کند زلفِ موجِ دریا را

غبار سرمه دهد چشمِ کوه و صحرا را

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 40

صبا به لُطف بگو آن غزالِ رَعنا را

که سَر به کوه و بیابان تو داده‌ای ما را

حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 4

اسیر شیشه کن آن جنیان دانا را

بریز خون دل آن خونیان صهبا را

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 212

ز بهر غیرت آموخت آدم اسما را

ببافت جامع کل پرده‌های اجزا را

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 218

کجاست ساقی جان تا به هم زند ما را

بروبد از دل ما فکر دی و فردا را

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 233

اگر تو فارغی از حال دوستان یارا

فراغت از تو میسّر نمی‌شود ما را

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 4

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور