غزل شمارهٔ 337

شاعر: عرفی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: رباشد

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 7

صنف: غزل

Toggle stanza 1
گَرَم دعای مَلَک خاک رهگذر باشد
1

گَرَم دعای مَلَک خاک رهگذر باشد

به هر کجا نهم پا نیشتر باشد

2

در آفتاب طلب گشت بخت ما همه عمر

نیافت سایهٔ نخلی که بارور باشد

3

امید عافیت از مردن است و می ترسم

که مرگ دیگر و آسودگی دگر باشد

4

به بال خویش منال ای هما، به گلشن عشق

در این چمن، قفس مرغ بال و پر باشد

5

بده بشارت طوبی که مرغ همت ما

بر آن درخت ننشیند که بی ثمر باشد

6

به آتش جگرتشنگان نگردد خشک

ز آب دیدهٔ ما، دامنی که تر باشد

7

تمام آتشم و نالهٔ بی اثر، عرفی

فغان که دوزخیان را کجا اثر باشد

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور