شمارهٔ 35 - در مدح جلال الدین اکبر شاه

شاعر: عرفی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ام

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 16

صنف: قصیده

Toggle stanza 1
منادی است بهر سو که ای خواص و عوام
1

منادی است بهر سو که ای خواص و عوام

می نشاط حلال و شراب غصه حرام

2

فضای عالم هستی زغصه تنگ آمد

مشابه دل عاشق ، مثال چشم لئام

3

هوای روضه گیتی شکفته شد زآنسان

که نوبهار خط گلرخان سیم اندام

4

قضا نهاده بکام زمانه معجونی

که بهر ساختن آن قدر گرفته بوام

5

بشاشت دل اطفال در شب نوروز

نشاط خاطر صایم بصبح عید صیام

6

هم از دریچه امکان نمود صورت امن

چنانکه عارض خورشید از شکاف غمام

7

هم از نتیجه افیون امن شاهد تیغ

نهاده پهلوی راحت بخوابگاه نیام

8

بگوش عارضه صوت عدم رسید ازدهر

بچشم حادثه میل فنا کشید ایام

9

ز اتفاق طبایع درآشیان وفاق

شود بطعمه شاهین بزرگ بچه حمام

10

نیاید از دهن باز یک نفس بیرون

زبان کبک ملمع لباس طرفه خرام

11

ز غایت شفقت تیز میکند ناخن

بعزم خارش اعضای آهوان ضرغام

12

ز پنجه شانه گرگان همی شود دشوار

چو موی کج شود از باد بر تن اغنام

13

زمانه در کنف عافیت قرار گرفت

چنانکه در دل عاشق نگارسیم اندام

14

دراز شد سخنم مختصر کنم تقریر

زمانه را بکف عدل شاه داده زمام

15

زبانگ هیبت و از نعره صلابت اوست

فلک فکنده عنان و صبا گسسته لجام

16

نماز شام نه از پرتو لوامع مهر

برنگ لاله بود ذیل چرخ ازرق فام

17

بجرم آنکه برأیش سر معارضه داشت

قضا بریده سر آفتاب بر سر بام

18

برسم عبرتش اکنون سپهر گرداند

بگرد خطه عالم بنیزه بهرام

19

از آن زمان که سراپرده معالی او

ورای منظر کون و مکان گرفته مقام

20

بروی بستر لیل و نهار میغلطد

فلک ز رنج حسد چون مریض بی آرام

21

وگر چنانچه حدیثم نمیکنی باور

دلیل قانع اینک کبودی اندام

22

چه سود پوشد اگر دشمنش زره از بیم

نمیکند ببدن مرغ روح وی آرام

23

چه منع طایر آبی نماید از طیران

بروی آب ز موج افکند صبا گردام

24

بتازه میکنم انشا گهر فشان نظمی

که داد عکس سوادش ضیا به ماه تمام

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

چو راند از در خود قهر حق لئیمی را

به میل نیل امانی و حرص جمع حطام

جامیدیوان اشعارقطعاتشمارهٔ 5

من آن نیم که پی حفظ اعتقاد عوام

کشم عنان ارادت ز نقل باده و جام

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 310

زهی رسیده تو را هر دم از خدای پیام

علیک الف صلوة و الف الف سلام

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 584

دریغم آید خواندن گزاف وار دو نام

بزرگوار دو نام از گزاف خواندن عام

رودکیقصاید و قطعاتشمارهٔ 81

اگر امیر جهاندار داد من ندهد

چهار ساله نوید مرا که هست خرام

رودکیقصاید و قطعاتشمارهٔ 83

به حق آنک بخواندی مرا ز گوشه بام

اشارتی که بکردی به سر به جای سلام

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1732

به جان عشق که از بهر عشق دانه و دام

که عزم صد سفرستم ز روم تا سوی شام

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1733

سماع چیست ز پنهانیان دل پیغام

دل غریب بیابد ز نامه شان آرام

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1734

به گوش من برسانید هجر تلخ پیام

که خواب شیرین بر عاشقان شده‌ست حرام

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1735

چو بلبل سحری برگرفت نوبت بام

ز توبه خانه تنهایی آمدم بر بام

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 356

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور