Toggle stanza 1
حریف دردی و صافی نیی خطا اینجاست
1

حریف دردی و صافی نیی خطا اینجاست

تمیز ناخوش و خوش می کنی بلا اینجاست

2

بغیر دل همه نقش و نگار بی معنی است

همین ورق که سیه گشته مدعا اینجاست

3

ز فرق تا قدمش هر کجا که می نگرم

کرشمه دامن دل می کشد که جا اینجاست

4

خطا به مردم دیوانه کس نمی گیرد

جنون نداری و آشفته یی خطا اینجاست

5

به دل ز دل گذری هست تا محبت هست

ره چمن نتوان بست تا صبا اینجاست

6

بدی و نیکی ما شکر، بر تو پنهان نیست

هزار دشمن دیرینه آشنا اینجاست

7

سرشک دیده، دل بسته بی تو نگشاید

اگر چه یک گره صد گره گشا اینجاست

8

به هر کجا روم اخلاص را خریداریست

متاع کاسد و بازار ناروا اینجاست

9

ز کوی عجز «نظیری » سر نیاز مکش

ز هر رهی که درآیند انتها اینجاست

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور