Toggle stanza 1
آن که بر ما رقم کین زده از کینه ما
1

آن که بر ما رقم کین زده از کینه ما

نقش خود دیده در آیننه ز آیینه ما

2

عید و نوروز بود مکتب ما را هر روز

به محبت گذرد شنبه و آدینه ما

3

محضر سلطنت عشق اگر بخوانند

خاتم و سکه برآرند ز گنجینه ما

4

خورده دل زخمی از آن غمزه که نتوانی دوخت

تو که صد بار فزون دوخته‌ای سینه ما

5

زان نگاهی که به دنبال چشمت نرسد

خون فرو می چکد از خرقه پشمینه ما

6

آزمودیم، به زور می امسال نبود

قدحی داشت خم از باده پارینه ما

7

طرفه شوری سحر از سینه «نظیری » برخاست

ساخت کار همه را گریه دوشینه ما

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور