غزل شمارهٔ 567

شاعر: صائب

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ینهما

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 4

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
روشن است از دل بی کینه ما سینه ما
1
روشن است از دل بی کینه ما سینه ما
گوهر ماست چراغ دل گنجینه ما
2
گرچه در نافه ما جز جگر سوخته نیست
جگر نافه بود داغ ز پشمینه ما
3
(صبح شنبه به نظر جلوه کند مستان را
از فروغ می گلگون شب آدینه ما)
4
گر شود موجه دریای حوادث صیقل
نیست ممکن که شود صیقلی آیینه ما
5
دل ما را بشکن گوهر اگر می خواهی
که شکست است کلید در گنجینه ما
6
جای شکرست که امسال شد از گردش چرخ
چون می کهنه گوارا غم دیرینه ما
7
چشم زخمی ز گرانان جهان گر نرسد
خطر از سنگ ندارد دل آیینه ما
8
هر کماندار که از دست قضا قبضه گرفت
می کند دست روان بر ورق سینه ما
9
کار فانوس کند در دل شبها صائب
خانه ما ز صفای دل بی کینه ما

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور