غزل شمارهٔ 270

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)

قافیہ: ست

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

Toggle stanza 1
ای که روی تو حیات جان است
1

ای که روی تو حیات جان است

دیده جایت شده جای آنست

2

ماه را از رخ چون خورشیدت

در شب چاردهم نقصانست

3

سخن اندر لب تو دل ببرد

دل چه باشد، سخن اندر جان است

4

بی لبت هر لب لعلی که گزم

سنگ ریزه به ته دندانست

5

ناتوانم، که غمت با من کرد

هر چه از جور و جفا بتوانست

6

سلک در گشت مرا ز آب دو چشم

تار هر رشته که در دندانست

7

به گه گریه سواد چشمم

تیره، گویی که شب بارانست

8

گفتیم غم مخور و آسان گیر

این به گفتن، صنما، آسانست

9

دور از شعله آه خسرو!

که دلش سوخته هجرانست

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور