Toggle stanza 1
صبح پیش رخ تو دم نزند
1

صبح پیش رخ تو دم نزند

سرو پیش قدمت قدم نزند

2

نقش شیرینت بیند ار شاپور

گر چه تیغش زنی قلم نزند

3

خضر پیش لبت به آب حیات

لب چه باشد که دست هم نزند

4

نرگست چون سپاه غمزه کشد

عقل جز خیمه در عدم نزند

5

سر من و آستان تو، هر چند

که مسلمان در صنم نزند

6

تنم از بار عشق تو خم شد

کیست کز بار عشق خم نزند

7

صبر کم می زند قدم زین سوی

اینچنین کو که پای کم نزند

8

چشم می زن ز دیده بر خسرو

که به شب پلک خود بهم نزند

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور