غزل شمارهٔ 974
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Toggle stanza 1صبح پیش رخ تو دم نزند
11
صبح پیش رخ تو دم نزند
سرو پیش قدمت قدم نزند
22
نقش شیرینت بیند ار شاپور
گر چه تیغش زنی قلم نزند
33
خضر پیش لبت به آب حیات
لب چه باشد که دست هم نزند
44
نرگست چون سپاه غمزه کشد
عقل جز خیمه در عدم نزند
55
سر من و آستان تو، هر چند
که مسلمان در صنم نزند
66
تنم از بار عشق تو خم شد
کیست کز بار عشق خم نزند
77
صبر کم می زند قدم زین سوی
اینچنین کو که پای کم نزند
88
چشم می زن ز دیده بر خسرو
که به شب پلک خود بهم نزند
Sources
Persian text source: Ganjoor

