غزل شمارهٔ 975
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Toggle stanza 1از دهانت سخن به کام رسد
از دهانت سخن به کام رسد
از لبان تو می به جام رسد
از پی بستن لب، از زلفت
هر شبی صد هزار دام رسد
زلفت ار چاشتگه بپیمایم
تا به پایان نماز شام رسد
به سلامیت جان به باد دهم
آن زمان کز توام سلام رسد
تو کنی جور و تیر ناله من
هم بدین جان ناتمام رسد
خام کاری مکن مباد امروز
کاتش من به چون تو خام رسد
وصل و هجرت به کنه کار منند
تا ازین هر دوام کدام رسد
وصل اگر دست داد، هم در پی
هجر ناگه به انتقام رسید
کشد از هجر و غصه، گر روزی
بنده خسرو بدان غلام رسد
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
انما الله واحد و احد
صمد لم یلد و لم یولد
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1
چون ز دوزخ کنند خلق گذر
شست و شویی کنند در کوثر
JamiHaft Awrangاعتقادنامهبخش 30 - اشارت به حوض کوثر
بخت و دولت چو پیشکار تواند
نصرة و فتح پیشیار تو باد
RudakiAbyat-e Parakandehشمارهٔ 40
غم نه بر دل که گر نهی بر کوه
کوه گردد ز بار غصه ستوه
SaadiMawaʿizMasnaviyatشمارهٔ 18
همه فرزند آدمند بشر
میل بعضی به خیر و بعضی شر
SaadiMawaʿizMasnaviyatشمارهٔ 20
هر که آمد بر خدای قبول
نکند هیچش از خدا مشغول
SaadiMawaʿizMasnaviyatشمارهٔ 42
حسن میْمندی را گفتند: «سلطان محمود چندین بندهٔ صاحبجمال دارد که هر یکی بدیعِ جهانیاند. چگونه افتاده است که با هیچ یک از ایشان میل و محبتی ندارد، چنان که با اَیاز که حسنی زیادتی ندارد؟» گفت: «هر چه به دل فرو آید، در دیده نکو نماید.»
هر که سلطان مریدِ او باشد
SaadiGolestanباب پنجم در عشق و جوانیحکایت شمارهٔ 1
هر که در زندگانی نانش نخورند، چون بمیرد نامش نبرند.
لذت انگور بیوه داند نه خداوند میوه.
SaadiGolestanباب هشتم در آداب صحبتحکمت شمارهٔ 63
از زره بود پشتِ حیدر فرد
کرد خصمش سؤال گفتا مرد
SanaiHadiqat al-Haqiqa wa Shariʿat al-Tariqaالباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احوالهبخش 44 - حکایت در شجاعت و غیرت
چون ز بد گوی من سخن شنوی
بر تو تهمت نهم ز روی خرد
SanaiDivan-e AshʿarQasaʾid va Qitʿatشمارهٔ 53
Sources
Persian text source: Ganjoor

