غزل شمارهٔ 1753
شاعر: امیرخسرو دهلوی
Toggle stanza 1مهی در آمده و در درونه جا کرده
11
مهی در آمده و در درونه جا کرده
برفته جان و به تو جای خود رها کرده
22
چه چشمها که به ره ماند بهر آمدنت
چه دیده ها که سمند تو زیر پا کرده
33
نبود قیمت یوسف ز هفده قلب فزون
هزار جانت فزون یوسفان بها کرده
44
نعوذبالله گویم که پیش چشم تو باد
هر آنچه چشم تو بر روزگار ما کرده
55
خیالت آمده هر دم ز بهر کشتن من
دویده گریه من پیش و مرحبا کرده
66
نپرسد از تو کسی گر چه از کرشمه و ناز
قصاص می کنی و بر گناه ناکرده
77
مرا به سایه بالای خود یکی بنواز
که سرو نیز گهی سایه بر گیا کرده
88
تو خیره دیدنی من نگر که هر باری
غبار خنگ من درویزه از صبا کرده
99
به جان خزیده دلم از تو بوسه ها، وان را
ذخیره بهر زمین بوس پادشا کرده
1010
دعای خسرو جز دیدن جمال تو نیست
به پیش دیده خود هر کجا دعا کرده
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

