غزل شمارهٔ 871

شاعر: جامی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: اکرده

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

Toggle stanza 1
رسید یار طریق جفا رها کرده
1

رسید یار طریق جفا رها کرده

گره ز ابرو و برقع ز روی وا کرده

2

نموده همچو گل از غنچه پیرهن ز قبا

هزار پیرهن صبر را قبا کرده

3

فشانده رشحه خوی از رخ و غبار از زلف

شمیم سنبل و گل همره صبا کرده

4

کشیده خط خطا بر من و نیارم برد

گمان که رای صوابش درین خطا کرده

5

ولی ز لطف عمیمش امید می دارم

که خط عفو کشد بر خطای ناکرده

6

صفای مشرب آن چشمه زلال نگر

که صد کدورت ما دیده و صفا کرده

7

نکرد توبه ز عشق تو جامی آخر عمر

چه جای توبه ز کاری که عمرها کرده

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور