غزل شمارهٔ 1060

Toggle stanza 1
ز دوری تو چو خونابه من افزون شد
1

ز دوری تو چو خونابه من افزون شد

مرنج ز اشک من ار آستانت گلگون شد

2

به گرد کوی تو مردم، نگفتیم که سگی

فتاده بود درین کوی، حال او چون شد

3

بکش به ناز جهانی که شکل و شوخی تو

نه کم ز فتنه دهر و بلای گردون شد

4

کرشمه چند کنی، یک نظر به گوشه چشم

بدین طرف که جگرهای بیدلان خون شد

5

به خون دیده نوشتم چو قصه دل خویش

درست نسخه ای از داستان مجنون شد

6

تو پای پیش نهادی به ره که بخرامی

به پای پس زدن خسته صبر بیرون شد

7

خیال خنده تست این نه گریه خسرو

که چشمهاش چنین پر ز در مکنون شد

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور