غزل شمارهٔ 1060
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Toggle stanza 1ز دوری تو چو خونابه من افزون شد
ز دوری تو چو خونابه من افزون شد
مرنج ز اشک من ار آستانت گلگون شد
به گرد کوی تو مردم، نگفتیم که سگی
فتاده بود درین کوی، حال او چون شد
بکش به ناز جهانی که شکل و شوخی تو
نه کم ز فتنه دهر و بلای گردون شد
کرشمه چند کنی، یک نظر به گوشه چشم
بدین طرف که جگرهای بیدلان خون شد
به خون دیده نوشتم چو قصه دل خویش
درست نسخه ای از داستان مجنون شد
تو پای پیش نهادی به ره که بخرامی
به پای پس زدن خسته صبر بیرون شد
خیال خنده تست این نه گریه خسرو
که چشمهاش چنین پر ز در مکنون شد
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
پر هما چه کند بخت اگر دگرگون شد
اطاقه است دم ماکیان چو واژون شد
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 1261
زخنده دل به لعب لعل یار مفتون شد
کباب را زنمک شوق آتش افزون شد
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 3846
رخ بهار ز ته جرعه توگلگون شد
زدرد عشق تو رنگ خزان دگرگون شد
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 3847
اگر ز کاوش مژگان او دلم خون شد
خوشم که بهر من اسباب گریه افزون شد
UrfiGhazaliyatغزل شمارهٔ 304
Sources
Persian text source: Ganjoor

