غزل شمارهٔ 3846
Poet: Saib
Toggle stanza 1زخنده دل به لعب لعل یار مفتون شد
زخنده دل به لعب لعل یار مفتون شد
کباب را زنمک شوق آتش افزون شد
شدم به بتکده از کعبه سر برآوردم
مرا کلید در بسته نعل وارون شد
نرفت از دل من خارخار عشق برون
غبار هستی من گردباد هامون شد
ز چوب نرمی من مهربان شدند اغیار
اگر زعشق دد ودام رام مجنون شد
ازان محیط گرامی همین خبر دارم
که همچو موج عنانم ز دست بیرون شد
ز نیش چاشنی جوی شهد می یابد
ز خارخار محبت دلی که پر خون شد
ازان زمان که مرا عشق زیر بال آورد
اگر به جغد فکندم نظر همایون شد
به هرزمین که کنی سایه سرسری مگذر
که از فشردن پا سرو باغ موزون شد
نماند گوهر ناسفته در محیط فلک
ز بس که از دل من آه سوی گردون شد
میار سرزگریبان خم برون صائب
که علم حکمت ازوکشف بر فلاطون شد
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
ز دوری تو چو خونابه من افزون شد
مرنج ز اشک من ار آستانت گلگون شد
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1060
پر هما چه کند بخت اگر دگرگون شد
اطاقه است دم ماکیان چو واژون شد
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 1261
اگر ز کاوش مژگان او دلم خون شد
خوشم که بهر من اسباب گریه افزون شد
UrfiGhazaliyatغزل شمارهٔ 304
رخ بهار ز ته جرعه توگلگون شد
زدرد عشق تو رنگ خزان دگرگون شد
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 3847
Sources
Persian text source: Ganjoor

