غزل شمارهٔ 174

Toggle stanza 1
چشمم که بر روی تو فتاده ست
1

چشمم که بر روی تو فتاده ست

بر آفت خود نظر نهاده ست

2

راهیست برای بردن جان

ابروی کجت میان گشاده ست

3

خط تو درونه مرا سوخت

شک نیست کز آفتاب زاده ست

4

زلفت سر و پا شکسته زانست

کز سرو بلند او فتاده ست

5

انصاف من شکسته بستان

زان طره که داد ظلم داده ست

6

گفتی ز لبم بنوش باده

خون می نوشم، چه جای باده ست

7

خسرو ز تو بی قرار با تست

دل را چه کنم که خود مراد است

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور