غزل شمارهٔ 511
شاعر: امیرخسرو دهلوی
Toggle stanza 1گر چشم من از صورت تو دور نباشد
11
گر چشم من از صورت تو دور نباشد
دور از تو دلم خسته و رنجور نباشد
22
مهجور شوم از تو و جز آه سحرگاه
سوزنده کسی بر من مهجور نباشد
33
آن دیده چه آید که به روی تو نیاید؟
آن چشم چه بیند که در او نور نباشد؟
44
صد رنگ برانگیخت ز خون دل خسرو
نقش تو که در خامه شاپور نباشد
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

