Toggle stanza 1
سروی چو تو در اچه و در تته نباشد
1

سروی چو تو در اچه و در تته نباشد

گل مثل رخ خوب تو البته نباشد

2

دوزیم قبا بهر قدت از گل سوری

تا خلعت زیبای تو از لته نباشد

3

این شکل و شمایل که تو کافر بچه داری

در چین و ختا و ختن و خته نباشد

4

بدخواه ترا در دو جهان روی سیه باد

در دیده خصم تو به جز مته نباشد

5

در جنت و فردوس کسی را نگذارند

تا داغ غلامی تواش پته نباشد

6

سلطانی مسکین نکند میل به جنت

در صحن بهشت ار طبق بته نباشد

7

از پشت رقیب تو کشم تسمه چندین

تا گنجفه اسب تو از پته نباشد

8

چون موی شد از فکر میانت تن خسرو

تا همچو رقیبت خنک و کته نباشد

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور