غزل شمارهٔ 513
شاعر: امیرخسرو دهلوی
وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قافیہ: ابندانمکهچهباشد
صنف: غزل
Toggle stanza 1بی نرگس تو خواب ندانم که چه باشد
11
بی نرگس تو خواب ندانم که چه باشد
زلفت کشم و تاب ندانم که چه باشد
22
آن شب که بتا، چشم تو در خواب ببینم
در دیده خود خواب ندانم که چه باشد
33
تا طاق دو ابروی تو محراب بتان شد
بت جویم و محراب ندانم که چه باشد
44
چون چاه زنخدان تو از دور ببینم
تشنه شوم و آب ندانم که چه باشد
55
از زلف تو چون نیست مرا سوی رخت ره
شب گردم و مهتاب ندانم که چه باشد
66
گویند که دریاب درین واقعه خود را
می گویم و دریاب ندانم که چه باشد
77
باغی ست عجب وصل تو، می پرس ز خسرو
من بنده در آن باب ندانم که چه باشد
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

