Toggle stanza 1
عشق نوست و یار نوست و بهار نو
1

عشق نوست و یار نوست و بهار نو

زان روی خوب روز نو و روزگار نو

2

چون در نیاید از در من نوبهار من

زانم چه خوشدلی که در آید بهار نو

3

در نوبهار چون تو نه‌ای در چمن مرا

از سرو و گل چه خیزد و از لاله‌زار نو

4

بس نوبهار کهنه که بشکست زانکه کرد

در چشم نیم‌مست تو هر دم خمار نو

5

دارم دل غمین و ندانستم این که باز

هر روز نو شود غمم از غمگسار نو

6

با خاک یادگار برم درد تو که باز

هم یادگاریی شود و یادگار نو

7

بردی دلم مرنج ز گستاخیش، ازآنک

نوبرده‌ای‌ست پیش خداونگار نو

8

خواهی ببین و خواه نه، باری من از دو چشم

ریزم به خاک کوی تو هر دم نثار تو

9

خسرو ز عشق لافی و جویی قرار دل

بخشد مگر خدای دلت را قرار نو!

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور