Toggle stanza 1
عمر نو گشت مرا باز که جان باز آمد
1

عمر نو گشت مرا باز که جان باز آمد

وز پس عمری آن جان جهان باز آمد

2

ره ده، ای دیده و خار مژه را یک سو کن

که خرامان و خوش آن سرو روان باز آمد

3

جان من چشم از آنگه که به روی تو فتاد

جز تو در غیر توان دید؟ از آن باز آمد

4

باز نامد دل من، گر چه به کویت صدبار

شادمان رفت و به فریاد و فغان باز آمد

5

هر کسم گویم باز آی ازان تا برهی

گر دل این است که دارم نتوان باز آمد

6

بنده خسرو که ز تو دیده بپوشید و برفت

چون میسر نشدش، ناله کنان باز آمد

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور