غزل شمارهٔ 737
شاعر: امیرخسرو دهلوی
Toggle stanza 1عمر نو گشت مرا باز که جان باز آمد
11
عمر نو گشت مرا باز که جان باز آمد
وز پس عمری آن جان جهان باز آمد
22
ره ده، ای دیده و خار مژه را یک سو کن
که خرامان و خوش آن سرو روان باز آمد
33
جان من چشم از آنگه که به روی تو فتاد
جز تو در غیر توان دید؟ از آن باز آمد
44
باز نامد دل من، گر چه به کویت صدبار
شادمان رفت و به فریاد و فغان باز آمد
55
هر کسم گویم باز آی ازان تا برهی
گر دل این است که دارم نتوان باز آمد
66
بنده خسرو که ز تو دیده بپوشید و برفت
چون میسر نشدش، ناله کنان باز آمد
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

