غزل شمارهٔ 73

Toggle stanza 1
چه اقبال است این یا رب که دولت داده رو ما را
1

چه اقبال است این یا رب که دولت داده رو ما را

که در کوی فراموشان گذر شد یار زیبا را

2

کمربند من آمد نزد من خنده‌زنان امشب

توقف کن که لختی بنگرم پروین و جوزا را

3

بحمدالله که بیداری شب‌هایم نشد ضایع

بدیدم خفته در آغوش خود آن سرو بالا را

4

به تشویش دهل رنجه مشو، ای نوبتی، امشب

که خفتن در بر یار است بیداران شب‌ها را

5

تماشا می‌کنم این قد، قیامت می‌کند، یارب

که خواهم تا قیامت یاد کردن این تماشا را

6

کجاها بودی، ای گلبرگ خندان، راست گو با من

که چون چپ داده‌ای امروز گلرویان رعنا را

7

رسیدی همچو شاخ گل کدامین باد آوردت

که هرگز می‌نپرسیدی به یک شاخ گلی ما را

8

تویی با من، معاذالله ز تو کی آید این یاری

منم با تو، عفاک الله مرا کی باشد این یارا

9

چه گویی خسروا، چندین حدیث وصل نابوده

خیال است این که ره دادی به سوی خویش سودا را

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

به رنگ غنچه سودای خطت پیچیده دلها را

رگ گل رشتهٔ شیرازه شد جمعیت ما را

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 32

پریشان نسخه کرد اجزای مژگان تر ما را

چه مضمون است در خاطر، نگاه حیرت انشا را

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 33

خط آوردی و ننوشتی برات مطلب ما را

به خود کردی دراز آخر زبان دود دلها را

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 35

گذشت از چرخ و بگرفت آبله چشم ثریا را

هوایت تا کجا از پا نشانَد نالهٔ ما را

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 36

نزیبد پردهٔ فانوس دیگر شمع سودا را

مگر در آب چون یاقوت‌ گیرند آتش ما را

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 39

نفس آشفته می‌دارد چو گل جمعیت ما را

پریشان می‌نویسد کلک موج احوال دریا را

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 41

به افسون گر گشایی مهر این لعل شکرخارا

فرود آری ازین فیروزه گون منظر مسیحا را

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 9

اگر آن تُرکِ شیرازی به‌‌ دست‌ آرَد دلِ ما را

به خال هِندویَش بَخشَم سَمَرقند و بُخارا را

حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 3

ایا نور رخ موسی مکن اعمی صفورا را

چنین عشقی نهادستی به نورش چشم بینا را

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 60

هلا ای زهره زهرا بکش آن گوش زهرا را

تقاضایی نهادستی در این جذبه دل ما را

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 61

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور