غزل شمارهٔ 39

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: ارا

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 20

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
نزیبد پردهٔ فانوس دیگر شمع سودا را
1
نزیبد پردهٔ فانوس دیگر شمع سودا را
مگر در آب چون یاقوت‌ گیرند آتش ما را
2
دل آسودهٔ ما شور امکان در قفس دارد
گهر دزدیده است اینجا عنانِ موج‌ِ دریا را
3
بهشتِ عافیت‌رنگِ جهانِ آبرو باشی
در آغوشِ نفس‌ گر خون کنی عرض تمنا را
4
غبارِ احتیاج آنجا که دامانِ طلب ‌گیرد
روان است آبرو هرگه به رفتار آوری پا را
5
به‌ عرض بیخودی‌ها گرم کن هنگامهٔ مشرب
که می‌نامیده‌اند اینجا شکست رنگ مینا را
6
فروغِ این شبستان جز رمِ برقی نمی‌باشد
چراغان کرده‌اند از چشمِ آهو کوه و صحرا را
7
در این‌ محفل‌ پریشان‌جلوه است آن‌ حسنِ یکتایی
شکستی‌ کو که پردازی دهد آیینهٔ ما را؟
8
سبک‌تاز است شوق اما من آن سنگ زمین‌گیرم
که‌ در رنگ شرر از خویش خالی می‌کنم جا را
9
به‌ داغ بی‌نگاهی رفت ‌ازین محفل چراغِ من
شکست آیینهٔ رنگی ‌که‌ گم کردم تماشا را
10
هوس چون نارسا شد نسیه نقدِ حال می‌گردد
امل را رشته کوته ساز و عقبا گیر دنیا را
11
ز شورِ بی‌نشانی‌، بی‌نشانی شد نشان بیدل
که‌ گم گشتن ز گم‌گشتن برون آورد عنقا را

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

مرا دردیست اندر دل که درمان نیستش یارا

من و دردت، چو تو درمان نمی‌خواهی دل ما را

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 3

چه اقبال است این یا رب که دولت داده رو ما را

که در کوی فراموشان گذر شد یار زیبا را

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 73

به افسون گر گشایی مهر این لعل شکرخارا

فرود آری ازین فیروزه گون منظر مسیحا را

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 9

اگر آن تُرکِ شیرازی به‌‌ دست‌ آرَد دلِ ما را

به خال هِندویَش بَخشَم سَمَرقند و بُخارا را

حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 3

ایا نور رخ موسی مکن اعمی صفورا را

چنین عشقی نهادستی به نورش چشم بینا را

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 60

هلا ای زهره زهرا بکش آن گوش زهرا را

تقاضایی نهادستی در این جذبه دل ما را

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 61

ز حد بگذشت مشتاقی و صبر اندر غمت یارا

به وصل خود دوایی کن دل دیوانه ما را

سعدیدیوان اشعارملحقات و مفرداتشمارهٔ 1

سپند از مردم چشم است حسن عالم آرا را

که نیل چشم زخم از عنبر ساراست دریا را

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 330

ز سرسبزی حیات جاودان بخشد تماشا را

به آب زندگی پرورده اند آن سرو بالا را

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 331

به هر نوعی که می خواهد دلت بشکن دل ما را

که از مستان نمی گیرند خون جام و مینا را

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 332

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور