Toggle stanza 1
شب نهان آن مستم از بالای سر بگذشت حیف
1

شب نهان آن مستم از بالای سر بگذشت حیف

بعد عمری کامد از من بی خبر بگذشت حیف

2

گرچه دیری بودم اندر هجر او گریان و خوار

بر من از برق درخشان زودتر بگذشت حیف

3

سینه را کردم سپر تا نگذرد تیرش ز من

بر سپر آمد خوش اما از سپر بگذشت حیف

4

عشرت شاهان ندارد لذت غمهای عشق

روزهای من به غمهای دگر بگذشت حیف

5

دست و پا در بحر بهر آشنایی می زدم

زو نشان نایافته آبم ز سر بگذشت حیف

6

زیستم شب بر امید بوی او وقت سحر

بوی او نایافته وقت سحر بگذشت حیف

7

جامی سرگشته رو در کعبه مقصود داشت

ره به سر نابرده ایام سفر بگذشت حیف

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور