غزل شمارهٔ 283
Toggle stanza 1گرچه سوزد دل پروانه ز سودای چراغ
11
گرچه سوزد دل پروانه ز سودای چراغ
نکند پیش مه روی تو پروای چراغ
22
زیر پا تار سر زلف سیاه تو کند
روشن این نکته که تاریک بود پای چراغ
33
آرزومند رخ خوب تو در دور فراق
شب نشینیست به دل داغ تمنای چراغ
44
می برد کاکل مشکین تو را باد ز جای
دود را کی بود آرام به بالای چراغ
55
آتش شوق تو در جان چراغ افتاده ست
پرده از عارض اگر وا نکنی وای چراغ
66
شمع رخسار تو بس انجمن عالم را
گو بپوشید رخ انجمن آرای چراغ
77
پرتو روی تو را تاب نیارد خورشید
ناید از دیده شبکور تماشای چراغ
88
جای کن دیده جامی چو شوی بزم فروز
که مناسب نفتد روی زمین جای چراغ
آڈیو
اس نظم کے لیے شعر بہ شعر آڈیو وقت ابھی دستیاب نہیں۔
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور
گفتگو
قارئین کے تبصرے
اپنی رائے دیں، سوال پوچھیں یا گفتگو کو آگے بڑھائیں۔ تبصروں کا جائزہ لیا جا سکتا ہے۔
لوڈ ہو رہا ہے…

