Toggle stanza 1
گرچه سوزد دل پروانه ز سودای چراغ
1

گرچه سوزد دل پروانه ز سودای چراغ

نکند پیش مه روی تو پروای چراغ

2

زیر پا تار سر زلف سیاه تو کند

روشن این نکته که تاریک بود پای چراغ

3

آرزومند رخ خوب تو در دور فراق

شب نشینیست به دل داغ تمنای چراغ

4

می برد کاکل مشکین تو را باد ز جای

دود را کی بود آرام به بالای چراغ

5

آتش شوق تو در جان چراغ افتاده ست

پرده از عارض اگر وا نکنی وای چراغ

6

شمع رخسار تو بس انجمن عالم را

گو بپوشید رخ انجمن آرای چراغ

7

پرتو روی تو را تاب نیارد خورشید

ناید از دیده شبکور تماشای چراغ

8

جای کن دیده جامی چو شوی بزم فروز

که مناسب نفتد روی زمین جای چراغ

Sources

Persian text source: Ganjoor