غزل شمارهٔ 284
Toggle stanza 1به ساعد تا نهاد آن سیمبر داغ
11
به ساعد تا نهاد آن سیمبر داغ
دلی دارم ز دستش داغ بر داغ
22
به تن تا دیده ام کو داغها سوخت
بود صد داغ بر جانم ز هر داغ
33
به داغ خویش سوزد دیگران را
نباشد عاشقان را زین بتر داغ
44
ز داغ شوق و سوز فرقت اوست
اگر زخم است بر جانم و گر داغ
55
مرا از داغ او روی بهی نیست
ز بس دارم به روی یکدیگر داغ
66
ز داغش بر دلم دیرینه ریشیست
که نبود سودمند آن را مگر داغ
77
چو جامی داغی از وی بر جگر خواست
به بیداغی نهادش بر جگر داغ
Sources
Persian text source: Ganjoor

