غزل شمارهٔ 234
شاعر: جامی
Toggle stanza 1به ترک عاشقی ای پندگو مده پندم
11
به ترک عاشقی ای پندگو مده پندم
دلی که بگسلم از عشق با چه پیوندم
22
ز عمر رفته مرا نیست حسرتی چندان
جز آنکه عمر نه در عشق رفت یکچندم
33
به طعن نام سگی می نهد رقیبم داغ
خوشم به داغ سگی چون تویی خداوندم
44
تو تیغ در کف و من زیر تیغ تو از ذوق
چو زخم عرقه به خون لب گشاده می خندم
55
مرا همیشه دعا از بلا سپر می بود
چو تیر غمزه ات آمد سپر بیفکندم
66
چو دم ز شعر زنم عیب من مکن جامی
که شعر خوش هنر و من به آن هنرمندم
77
ز طعن زاده طبعم زبان نطق ببند
که طعن او به مثل هست طعن فرزندم
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

