شمارهٔ 45
Toggle stanza 1خواجه آورد بهر سفره ما
11
خواجه آورد بهر سفره ما
پشت آن یک دو گوسفند که کشت
22
لیکن از دست نخوت جودش
نشد آلوده ام به آن انگشت
33
هست ازان با خودش تصور آن
که به حاتم همی رسد به دو پشت
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
تا سمو سر برآورید از دشت
گشت زنگار گون همه لب کشت
رودکیمثنویهاابیات به جا مانده از مثنوی بحر خفیفپاره 1
زرع و ذرع از بهار شد چو بهشت
زرع کشتست و ذرع گوشهٔ کشت
رودکیمثنویهاابیات به جا مانده از مثنوی بحر خفیفپاره 3
زر به اَمرَد کسی دهد بهگزاف
که نداند طریقتِ زردشت
سعدیخبیثات و مجالس الهزلخبیثاتشمارهٔ 5
تَتَری گر کُشد مُخَنَّث را
تَتَری را دگر نباید کُشت
سعدیخبیثات و مجالس الهزلخبیثاتشمارهٔ 7
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

