غزل شمارهٔ 308

Toggle stanza 1
بر اوج حسن روی تو ماهی بود تمام
1

بر اوج حسن روی تو ماهی بود تمام

ماهیت جمال تو اینست والسلام

2

مستغرق مشاهده آن دو رخ شدم

زان فارغم که ماه کدام است و خور کدام

3

زلفت چو سایه از سر سروت فتد به خاک

بادم به فرق سایه سرو تو مستدام

4

شیخان نارسیده چه دانند قدر عشق

کم جوی طعم پختگی از میوه های خام

5

از زرق و حیله دام به هر سو نهاده اند

تا آورند مرغ دل جاهلی به دام

6

درتنگنای صورت تقلید مانده است

زاهد پی محافظت اعتقاد عام

7

جامی که پی به مشرب تحقیق برده است

رغم عوام را به کف خود نهاده جام

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور