غزل شمارهٔ 309
Toggle stanza 1بنشین دمی که پیش رخت زاریی کنم
11
بنشین دمی که پیش رخت زاریی کنم
با طره تو شرح گرفتاریی کنم
22
دل را که از کدورت ایام بی صفاست
از نور طلعت تو صفا کاریی کنم
33
دارم هوای قد تو بر یاد قد توست
گر سرو را به باغ هواداریی کنم
44
تا دیده ام که پرسش بیمار می کنی
هر دم ز تو بهانه بیماریی کنم
55
ارزد هزار نافه چین تار زلف تو
آن دستگاه کو که خریداریی کنم
66
دشوار باشد از تو مرا صبر یک نفس
هر چند صبر بر همه دشواریی کنم
77
من جامیم به نادره گفتن مثل دمی
شو مستمع که نادره گفتاریی کنم
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

