غزل شمارهٔ 165
شاعر: جامی
Toggle stanza 1گریه تلخ من از خنده آن لب نگرید
11
گریه تلخ من از خنده آن لب نگرید
تشنه لب مردن من زان چه غبغب نگرید
22
اشکم از عکس لبش باده صفت رنگین شد
ساغر چشمم ازین باده لبالب نگرید
33
باده خون جگر و نقل غم و سینه کباب
بهر عیشم همه اسباب مرتب نگرید
44
سوختم زآتش هجران وی اینک صد داغ
همچو تبخاله مرا بر دل ازان تب نگرید
55
چون سواره رود آن ماه به هر گام او را
صد سر افتاده به زیر سم مرکب نگرید
66
خفته آن تازه جوان در تتق عزت و ناز
بر در او سر پیران مقرب نگرید
77
بهر نظاره آن مه چو رود لوح به کف
صف زده اهل نظر در ره مکتب نگرید
88
حسن رخساره به جا خاست خطش گرد عذار
روز نارفته هنوز آمدن شب نگرید
99
تا زند جامی غمدیده رقم شرح فراق
دود دل با نم مژگانش مرکب نگرید
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

