غزل شمارهٔ 197
Toggle stanza 1چمن کامسال بینی ناامید از فیض بارانش
11
چمن کامسال بینی ناامید از فیض بارانش
ندارد تازه جز باران اشک دل فگارانش
22
چو عاشق در چمن تنها رود در پای هر گلبن
ز ابر دیده خون آرد هوای گلعذارانش
33
بنفشه ماتم لب تشنگان باغ می دارد
که بینی در لباس نیلگون چون سوگوارانش
44
گل آمد شمع بزم باغ بین کز خوشنوا مرغان
چو پروانه همی گردند گرد سر هزارانش
55
گرفتاری ز هوش آمد خوشا مستی که بخشد می
امان از قید هشیاری و کید هوشیارانش
66
کسی کز شوق گلرویان بود دلتنگ چون غنچه
معاذالله که بگشاید دل از باد بهارانش
77
درین غمخانه کی از غم رهایی یابد آن بیدل
که بگسستند ازو پیوند صحبت غمگسارانش
88
چو آمد یارب از جامی که می دارد فلک زینسان
به کام دشمنان دور از جمال دوستدارانش
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

