غزل شمارهٔ 134

Toggle stanza 1
ز آب حیات مشک خطا را سرشته‌اند
1

ز آب حیات مشک خطا را سرشته‌اند

گرد لب تو آیت رحمت نوشته‌اند

2

من که و کاخ عیش، که خشت وجود من

از خاک رنج و چشمه محنت سرشته‌اند

3

هرگز به آب و رنگ تو نشکفته غنچه‌ای

در باغ حسن زین همه گل‌ها که کشته‌اند

4

عمرم وفا به وعده وصلت نمی‌کند

این رشته را نگر که چه کوتاه رشته‌اند

5

تو اهل این جهان نیی آیا چه کرده‌ای

کاهل بهشت دامنت از کف بهشته‌اند

6

آن تازه میوه‌ای که ز رشک شکرلبان

درهم کشیده روی ترش همچو کشته‌اند

7

جامی نظر ببند که طبع پری‌رخان

خالی‌ست ز آدمیت اگر خود فرشته‌اند

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور