غزل شمارهٔ 133
شاعر: جامی
Toggle stanza 1بر سر از چتر مرصع سایه ات می گستردند
11
بر سر از چتر مرصع سایه ات می گستردند
یا تماشا را ملایک بافته پر در پرند
22
پرسش حال اسیران می کنی گاهی ز دور
با رقیبانت همی بینند و خونی می خورند
33
افکنی سرهای مشتاقان به ره تا دیگران
چون نهند اندر رهت پا، اول از سر بگذرند
44
بو که تو یک بارشان بی پیرهن گیری به بر
عاشقان زین آرزو هر دم گریبان می درند
55
گفتیم بشمر غنیمتهای اهل عشق را
عاشقان جزدولت وصلت غنیمت نشمرند
66
با غم دل من خوشم با گلشن و با غم چه کار
عشقبازان دیگرند و عیش سازان دیگرند
77
جان فدای قاصدان بادا که گه گه پیش یار
نام جامی می برند و نامه ای می آورند
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

