غزل شمارهٔ 132
شاعر: جامی
Toggle stanza 1دي چو به بوستان تو را جا به کنار آب شد
11
دي چو به بوستان تو را جا به کنار آب شد
آب ز عکس روی تو چشمه آفتاب شد
22
جست به باغ بی رخت لمعه برق آه من
شاخ درخت شعله زد مرغ چمن کباب شد
33
خواستم از خدا که دل مایل مهر گرددت
در حق تو دعای من شکر که مستجاب شد
44
محتسب سبو شکن دید صفای جامِ می
مشرب میگساریش مانع احتساب شد
55
ره به حریم بزم تو بود برون ز وسع من
سوی توام زمام کش زمزمه رباب شد
66
دیده عقل تیزبین شد ز فروغ عشق تو
هرچه خطا شمرده بود آن همگی صواب شد
77
راند ز رسته درت جامی تنگدل سخن
رشته نظم دلکشش سلک در خوشاب شد
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

